Jun 16, 2005

معین انتخاب عقلانی

جنبش انديشه مداري و آزادي خواهي در روزهاي پيش رو در معرض آزمون دشواري قرار گرفته است . در شرايطي كه فعالان اين جنبش هر روز بيش از پيش از امكان پذير بودن اصلاح در ساختار قدرت نااميد مي شوند و در حالي كه كوشش هاي سال هاي گذشته براي نيل به رابطه اي معقول ميان حاكمان و عامه مردم به دليل مقاومت بخش هايي از ساختار مزبور در مقابل تغيير چندان نتيجه بخش نبوده است ، طبيعي است كه بسياري از روشنفكران و فعالان حقوق بشر عطاي اصلاحات را به لقايش بخشيده و به راه حل هاي جايگزين مانند مقاومت منفي ، عمل راديكال انقلابي ، نگاه به بيرون از مرز ها و در بهترين گزينه ، بازگشت به حوزه‌ي عمومي و تلاش براي تاثير گذاري از راه فرهنگ سازي روي بياورند. . وقتي همه ي تلاش ها براي اصلاح قدرت از درون آن با بن بست مواجه مي شود ناگزير اصلاحات به نمايشي مبدل مي شود كه در آن فعالان اين عرصه از بازيگران تاثير گذار به ناظراني بي اختيار و منفعل فرو كاسته شده اند و به تدريج هم زمان با اين روند شوم رابطه ي تاثير و تأثر أنها با طبقه ي متوسط جامعه نيز نقصان مي پذيرد.. راستي طبقه ي متوسط جامعه كه در سال هاي اخير بيشترين هزينه را با كمترين حاصل براي همراهي با اصلاح طلبان پرداخته است آيا مي تواند يك بار ديگر به وعده هاي روشنفكرانه دل خوش كند و با حضور در صحنه ي انتخابات نشان دهد كه مايل است در بازي قدرت نماينده اي داشته باشد؟ چطور و به چه قيمتي؟
براي پاسخ دادن به اين پرسش ها ،به اعتقاد من، لازم است اندكي از برج عاج ايدئاليسم پايين بياييم و وضع موجود را به شيوه اي عقلايي مورد بررسي قرار دهيم. بايد ديد چه فرايندي به جدايي روشنفكران از طبقه ي متوسط انجاميده است و اين جدايي در نهايت به سود كيست؟
راست است كه نمايندگان جنبش اصلاحات در سال هاي اخير نتوانسته اند بسياري از حداقل ها را براي طبقه اي كه آنها را به نمايندگي برگزيد فراهم كنند اما در اين قضيه آيا همه ي تقصير ها متوجه آنهاست ؟ آيا نمي توان تصور كرد كه توقع زير و زبر كردن ساختار سياسي كشور، آن هم به طور خلق الساعه و بدون ايجاد زمينه هاي اجتماعي و سياسي آن ، كه از سوي برخي از كنشگران سياسي در سال هاي اخير مطرح و تبليغ شده بود توقعي دور از واقعيت و غير عملي بوده است كه قتل زود هنگام نهال انديشه مداري از نتايج اوليه ي آن است؟
قطع شدن پيوند روشنفكران با طبقه ي متوسط از آنجا آغاز شد كه بسياري از روشنفكران به عواماته شدن امر سياسي و تبعيت از مسير حوادث روز تن دادند . به همان نسبت كه توليد نظريه و مشاهده ي نقادانه ي اجتماع نزد روشنفكران جاي خود را به تحليل هاي شتاب زده و احساساتي داد، اعتماد عمومي طبقه ي متوسط به اين قشر نيز نقصان گرفت و در نهايت كار به آنجا كشيد كه تاثير گذاري اين قشر در ميان گروهي كه قرار بود نمايندگي اش كنند بسيار پايين تر از حدود انتظار شد. طبقه ي متوسط جامعه كه از روشنفكران خود توقع توليد ايده و راهكار داشت با وضعي مواجه شد كه در آن رشد مطالبات ملي بيش از آن بود كه امكانات روشنفكران در بازه‌ي انديشه و عمل جواب گوي آن باشد. بسياري از اصلاح طلبان نيز با درگير شدن در بازي تمامت خواهان به حفظ مواضع فتح شده قناعت كردند غافل از اين كه صرف حضور آنها در عرصه ي سياسي جواب گوي خواست طبقه اي كه آنها را به قدرت رساند نبود. اگر بنا بر اين بود كه حضور اين نمايندگان در قدرت ثمري براي مردم و در جهت اراده ي فراگير آنها براي محدود كردن قدرت و گسترش حوزه ي عمومي نداشته باشد طبقه ي متوسط با چه استدلالي بايد براي ماندن اينان در قدرت هزينه هاي روزافزوني را كه از سوي تمامت خواهان تحميل مي شد، مي پذيرفت ؟
در چنين شرايطي بود كه جامعه، كاهش مشاركت طبقه ي متوسط را در دو انتخابات اخير تجربه كرد و گرايش تحريم بر آن است كه اين تجربه را در انتخابات پيش رو نيز تكرار كند. بگذاريد به اين پرسش عميق تر بيانديشيم كه آيا پشت كردن به صندوق هاي رأي و تن دادن به تقديري كه بازي قدرت پيش روي جنبش انديشه مداري قرار داده است كاري عقلاني است ؟ از پس اين عمل -يا به عبارتي بهتر بي‌عملي- چه نتيجه اي عايد طبقه ي متوسط خواهد شد؟
فرض مي كنيم كه گرايش تحريم موفق شود بخش قابل توجهي از طبقه ي متوسط جامعه را با خود همراه كند. نتيجه ي منطقي چنين اتفاقي از دو حالت خارج نيست يا يكي از نامزدان محافظه كار به كاخ رياست جمهوري مي‌رود كه در آن صورت بايد پرونده‌ي اصلاحات از درون را لااقل در آينده ي نزديك مختومه فرض كنيم و يا اين كه رفسنجاني و همكاران ميانه رو او به پيروزي مي‌رسند كه با توجه به گرايش رفسنجاني به راضي نگه داشتن بنيادگرايان بعيد به نظر مي‌رسد از اين رهگذر فضاي مناسبي براي ادامه ي حيات جنبش مدني غير دولتي فراهم شود. نكته اينجاست كه اگر چه با اين اتفاق تعارض هاي دروني حاكمان به حداقل مي‌رسد و حاكميت يكدست مي شود اما اين اتفاق هيچ سودي براي طبقه ي متوسط در بر نخواهد داشت . آن دسته از نيرو‌هاي خارج از حاكميت كه به راديكال شدن فضاي كشور پس از چنين رويدادي اميد بسته اند بايد نخست در نظر بگيرند كه طبقه ي حامي اصلاحات در جامعه ي ايران حاضر نيست مطالبات خود را به هر قيمتي به دست بياورد و در صورتي كه هزينه ي حضور در صحنه سياست از حد مشخصي بيشتر شود عطاي آن را به لقايش خواهد بخشيد . و دوم اين كه در صورت دخالت خارجي در سرنوشت ايران هزينه هاي زيادي مانند اشغال كشور و ناامني و هرج و مرج ناشي از آن به كشور تحميل مي شود كه مستقيم از جيب طبقه ي متوسط و تحصيل كرده پرداخت خواهد شد. از سوي ديگر نمونه ي عراق نشان داد كه ميان مطرح شدن انديشه ي دخالت نيروهاي بيروني تا عملي شدن آن فاصله ي زماني زيادي وجود دارد كه با تحميل انواع محروميت ها و تحريم ها و نابودي كامل اقتصاد كشور هدف همراه مي شود. وضعي كه هيچ عقل سليمي آن را براي كشور خود آرزو نمي كند.
در نهايت اين نكته را هم بايد در نظر گرفت، به شهادت نتايجي كه از دو انتخابات گذشته حاصل شد تحريم انتخابات در عمل موفقيت جنداني عايد طراحان و مبلغانش نمي كند چرا كه در نظام طبقاتي جامعه ي ايران به دليل موقعيت خاص اجتماعي آن، طبقه ي متوسط طبقه اي نوپا محسوب مي شود كه هنوز به تمامي داراي مشخصات يك طبقه نيست و هنوز اعضاي اين طبقه به طور كامل به درك مشخصي از مفاهيمي چون سود و زيان مشترك نرسيده‌اند . به همين دليل احتمال اين كه هر كس منافع آني خود -يا آنچه منافع آني خود مي پندارد- را به منافع طبقه و كشور ترجيح دهد بسيار است . چنان كه پيامد تحريم در دو انتخابات گذشته محروم شدن جامعه از قدرت تاثير گذار تحصيل كردگان و نخبگان و تسخير مرحله اي حاكميت توسط نمايندگان نيروهاي بي‌طبقه و لمپن اجتماع بوده است.
با اين استدلال شركت نكردن در انتخابات به بهانه ي مشروعيت زدايي از حاكميت اشتباهي تاكتيكي به نظر مي‌رسد. چرا كه در غياب بديل مناسب براي حاكمان فعلي تنها به باز تر شدن دست طيف هاي سركوبگر در سركوب طبقه ي متوسط خواهد انجاميد.
راي دادن به معين گزينه ي ديگري است كه فراروي جنبش انديشه مداري و آزادي خواهي ايران قرار دارد، اولين نتيجه ي چنين اقدامي نمايش اراده ي طبقه متوسط اجتماع به حاكمان با تحمل كمترين هزينه است. دومين فايده ي آن پيدايي فرصت بيشتر براي شكل گيري نهاد هاي قدرتمند مدني است كه توانايي پي گيري مطالبات طبقه ي متوسط و تاثير گذاري بر سياست كلان كشور را داشته باشند . سومين و مهم ترين دليل براي انتخاب معين اين است كه در رقابت هاي حاضر راي دادن به او تنها راي دادن به يك شخص نيست . اين اولين بار است كه يك جريان فكري برآمده از طبقه ي متوسط ايده آل هاي خود را مطرح مي كند و نامزدي را مي يابد كه به آن ايده ال ها متعهد باشد. در واقع راي دادن به معين آغاز مرحله اي نوين در مبارزات عقل مداران با تمامت خواهان است كه در آن قهرمان سازي و كيش شخصيت جاي خود را به برنامه محوري داده است . راي دادن به معين بر اين مبنا راي دادن به انديشه مداري است و فرصتي است تا ببينيم به عنوان يك فرد تا چه حد مي توانيم عاقلانه و به دور از احساسات لحظه اي تصميم بگيريم.

May 11, 2005

مشتي از ان هزاران

نمايشگاه كتاب امسال هم بالاخره با اما و اگر هاي زياد برگزار شد . آن هم در همان مكان هميشگي كه لااقل در اين سال ها عادت به ديدن و خريدن كتاب را در ايراني جماعت زنده نگه داشته است. در روزهاي اخير بازديدي شتاب زده از اين جشن بزرگ فرهنگ كرده ام كه فكر كنم بد نباشد سوغاتي از ان را به بازديد كنندگان اين تارنما ارزاني كنم . فردا ( پنجشنبه ) را به بازديد كلي از نمايشگاه اختصاص داده ام و قرار است از ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر هم همراه با مفتون اميني ، مهدي اخوان لنگرودي ، فرهاد عابديني ، علي عبداللهي و رسول يونان ميهمان غرفه ي مجله ي ادبي شوكران باشم .
و اما سوغات ان بازديد كوتاه :
غزل غزل هاي سليمان
جذاب ترين بخش كتاب مقدس سروده هايي است منسوب به سليمان پيامبر كه حال و هوايي انساني و عملگرايانه دارد . اين بخش از كتاب مقدس را اين بار شاعر خوش ذوق اصفهاني حسن صفدري در 8 باب ترجمه كرده و همراه با تفسيري از فرانك جانسون و مقدمه اي از خودش به چاپ رسانيده . رواني ترجمه و واژه گزيني مناسب و قابل درك براي خواننده ي امروز از جمله ويژگي هاي ترجمه ي صفدري است. اين در حالي است كه از اين بخش كتاب مقدس ترجمه ي ديگري نيز خوانده ام كه كار سيد علي صالحي بود و تلاش او بر اين بود كه از متن ترجمه اي منظوم به دست دهد . اگر اشتباه نكنم شاملو هم غزل غزل هاي سليمان را ترجمه كرده است كه البته ان ترجمه را نخوانده ام . به هر حال ترجمه ي صفدري اثر خوبي است كه مي تواند براي بيشتر مخاطبان جذاب باشد. اين كتاب را مي توانيد در غرفه ي انتشارات فرهنگ مردم كه كتاب هاي نشر نقش خورشيد اصفهان را هم عرضه مي كند تهيه كنيد.
اين روزهايم گلوست
تازه ترين اثر پگاه احمدي كتابي است به اين نام كه در آن مي توانيد شعر بلند تحشيه بر ديوار خانگي را همراه با شعر هاي جديد تري چون خرابه ي طاها و خواهر ، حواري ، صذا و گزارش كاشي هاي شيخ لطف الله و حوض متهم ، بخوانيد
اين كتاب با اثر قبلي احمدي يعني كادنس فرق هاي زيادي دارد و تمهيد هاي زباني آن ماهرانه ترند به طوري كه در بعضي موارد از حد تمهيد صرف فراتر مي روند و مي توانيم نامشان را اتفاق زباني بگذلريم . اين روزهايم گلوست را مي توانيد از غرفه ي نشر ثالث تهيه كنيد.

و بقيه ماجرا …
تبصره نام جديد ترين كتاب مهرنوش قربانعلي است كه نشر ارويج منتشرش كرده است ، رسول يونان كتاب كوچكي منتشر كرده كه اسمش قصه كوچك عشق است و مي توانيد در غرفه ي نشر نگيما تهيه اش كنيد . اسم كتاب جديد فرياد شيري هم امضاي تازه مي خواهد اين نام است كه همان جا يافتني است.
حكايت همچنان باقيست …

May 8, 2005

كاروان شعر

هفته ي گذشته همراه با كاروان شعر ايران و فرانسه سفر جالبي به چند استان كشورمان داشتيم . روزنامه اقبال از اين سفر گزارش جالبي تهيه كرده است كه فعلا مي توانيد آن را بخوانيد. در فرصتي ديگر گزارشي مشروح از اين سفر را با عكس همين جا مي گذارم

پايان سفر كاروان شعر ايران و فرانسه

سال 2007، سال سفر شاعران ايراني به فرانسه خواهد بود.
اين برنامه اسفند 82 همزمان با ورود «ونسان گريمو» به عنوان وابسته فرهنگي فرانسه در ايران به شاعران ايراني پيشنهاد شده بود.
او پيشنهاد كرده بود برنامه‌هاي مشترك شاعران ايران و فرانسه در يك گروه كاري برنامه‌ريزي شود. «محمدعلي سپانلو»، «نسرين جافري»، «مديا كاشيگر»، «پگاه احمدي» و «عليرضا بهنام» برنامه كاروان شعر را ترتيب دادند.
اين موضوع را سفير فرانسه در ايران در بخشي از سخنان خود در مراسم اختتاميه اين كاروان شعر بيان مي‌كند.
شاعران ايران و فرانسه از روز 10 ارديبهشت سفر خود را به شهرهاي مختلف ايران مانند اصفهان، شهركرد و شيراز آغاز كرده بودند. «كلود استبان»، «ژان باتيست پارا»، «آلن لانس» و «آن تالواز» 4 شاعر فرانسوي به همراه «فدريكو ماتا» هنرمند تجسمي، يك موسيقيدان، يك مترجم اشعار سعدي به فرانسه و چند فرانسوي ديگر به همراه شاعران ايراني همچون «محمد علي سپانلو»، «پگاه احمدي»، «عليرضا بهنام»، «عبدالعلي عظيمي»، «بهاره رضايي» سفر خود را آغاز كرده‌اند. نسرين
جافري به دليل بيماري در اين سفر حضور نداشت اولين برنامه اين سفر در تالار غدير شهر اصفهان بود.
در اين مكان شعرخواني مشترك شاعران ايراني و فرانسوي انجام شد. اين برنامه و سفرها با يك برنامه جانبي همراه است. «فدريكو ماتا» نقاش فرانسوي در طول 9 ماه گذشته به شهرهاي گوناگون ايران سفر كرده بود و مجموعه‌اي از نقاشي‌هاي كودكان 7 تا 10 ساله‌اي كه در كارگاه‌هاي نقاشي كانون پرورش فكري حضور داشتند را جمع‌آوري كرده بود. اين نقاشي‌ها براساس شعر و رابطه آن با طبيعت شكل گرفته است. در كنار سفرهاي كاروان شاعران ايراني و فرانسوي نمايشگاهي از اين نقاشي‌ها به همراه شعرخواني اين كودكان برپا مي‌شود.
جمعي از شاعران اصفهان نيز در اين برنامه حضور داشتند و «حسن صفدري» از اين شاعران به كاروان پيوست.
در «شهر كرد» در دشتي به نام «دشت لاله‌هاي واژگون» اين كاروان بين عشاير بختياري شعرخواني كردند و در اين جمع شاعران بختياري حضور پيدا كردند. اين مراسم با رقص بختياري، شاهنامه‌خواني بختياري، شعرخواني به گويش بختياري همراه بود.
اما سفر كاروان شعر از ياسوج به سمت شيراز ادامه پيدا مي‌كند به گفته عليرضا بهنام شاعر همراه كاروان در شيراز و در كنار مقبره حافظ بهترين برنامه‌ اين سفر برگزار مي‌شود. «پرويز خائفي»، «منصور اوجي»، «شاپور جوركش»، «دكتر كاووس حسن‌لي» (رئيس گروه ادبيات دانشگاه شيراز)، «هادي محيط»، «پروانه نجاتي»،‌«طيبه نيكو» و «فريده برازجاني» در اين برنامه حضور داشتند.
بهنام مي‌گويد: «در اين برنامه كه كنار مقبره حافظ بزرگ برگزار شده بود جمع زيادي از مردم و علاقمندان شعر حضور داشتند. در اين ميان بايد از زحمات كاووس حسن‌لي بسيار تشكر كرد. اين شب واقعاً شب بسيار خوبي بود كه هم شاعران فرانسوي و هم شاعران ايراني به آن معتقد بودند.»
اين سفر با حضور در ميان عشاير قشقايي ادامه پيدا مي‌كند. شاعران ايراني و فرانسوي شبي را در سياه‌چادرهاي قشقايي به سر مي‌كنند و در كاخ اردشير ساساني شب شعري برپا مي‌كنند. شاعران قشقايي و فيروزآبادي به شعرخواني مي‌پردازند و در ادامه سفر «مصطفي صديق»، «هادي محيط»، «كاووس حسن‌لي» و «شاپور جوركش» به كاروان مي‌پيوندند.
پايان اين سفر عصر روز پنجشنبه در آمفي تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان جشن گرفته مي‌شود.
سفير فرانسه در ايران در اين اختتاميه به نكته‌اي ديگر نيز اشاره مي‌كند و خبر مي‌دهد: «شعرهايي كه در طول اين سفر از سوي بيش از 30 شاعر ايراني و فرانسوي خوانده شده است، در يك آنتالوژي به صورت فارسي و فرانسوي در ايران و فرانسه منتشر مي‌شود.»
پيش از اين قرار بود اين مراسم اختتاميه در سراي اهل قلم نمايشگاه كتاب برگزار شود. اما اين شاعران فرانسوي عصر روز جمعه در سالن مبناي هجدهمين نمايشگاه كتاب حضور داشتند تا در مراسم رو نمايي كتاب «شعر امروز فرانسه» شركت كنند. اين كتاب زيرنظر «محمدعلي سپانلو» از سوي نشر ثالث منتشر شده است.
اين برنامه فرهنگي اتفاق خوب و ارزنده‌اي در زمينه گفت‌وگوي فرهنگ‌ها است كه به احتمال زياد در سال 2007 ادامه پيدا مي‌كند.
«عليرضا بهنام» درباره اين كاروان مي‌گويد: «اين برنامه از اين منظر فوق‌العاده بود كه بين ما و شاعران فرانسه ارتباط برقرار شود و متوجه شويم همكاران شاعر ما در فرانسه چه فعاليت‌هايي دارند. زيرا آنان كه دعوت شده بودند از طيف‌هاي گوناگون شعر فرانسه بودند.
گروه ايراني شركت‌كننده نيز از طيف‌هاي گوناگون شعر ايران حضور داشتند و در واقع اين انتخاب‌هايي كه شده بود طيف‌هاي گسترده شاعران ايراني و فرانسوي را در بر مي‌گرفت.»