Jun 24, 2006

شعر- بازي

آنچه در ادامه می خوانید خبری است که خبرگزاری ایرنا از نمایشگاهی که به همراه دوستان برگزار کرده ایم مخابره کرد. امیدوارم در آینده و در مجالی بیشتر بتوانم درباره این تجربه ادبی بیشتر در اینجا بنویسم.

نمايشگاه افسردگي عميق تر" در ادامه تجربه سابق امیرعلی قاسمي با عنوان "افسردگي عميق" در سال 1383 برگزار مي شود، با اين تفاوت كه اين هنرمند اين بار تصميم گرفته است پلي ارتباطي را ميان هنرهاي تجسمي و ادبيات ايجاد كند.
بخش ادبيات اين نمايشگاه در دو گالري برگزار مي شود:
گالري طراحان آزاد (تهران - ميدان گلها - ميدان سلماس - شماره 41) از دوم تا نهم تيرماه براي نخستين بار در ايران نوعي شعر – بازي را توسط "عليرضا بهنام" شاعر و مترجم معاصر به اجرا مي گذارد.
شعر – بازي از دهه 50 ميلادي در جهان به وجود آمده است و از همان ابتدا بحث بر سر اين كه آن را جزو ادبيات يا هنرهاي تجسمي محسوب كنند، با آن همراه بوده است. در نهايت، پس از تحولاتي كه در زمينه هنر در جهان ايجاد شد، هر دو گروه اديبان و هنرمندان به اين نتيجه رسيدند كه شعر- بازی نوعي هنر مفهومي و حد فاصلي است كه ادبيات مكتوب را به صدا و حركت پيوند مي دهد. امروزه در بسياري از جشنواره هاي معتبر شعر در جهان بخشي را نيز به اين نوع شعر اختصاص مي دهند.
"عليرضا بهنام" درباره شعر – بازي خود در اين نمايشگاه به خبرنگار ما گفت:« اجراي من نوع خاصي از شعر-بازی است كه ويرايش تازه تري را از دو شعر من كه قبلاً چاپ شده ارائه مي دهد، يعني ويرايش با صدا و حركت.»
اين شاعر با تأكيد بر اين كه در انواع ديگر پرفرمنس - شعر، شاعري بر اساس يك پرفرمنس شعري مي نويسد، اظهار داشت: «تفاوت اجراي من با آن شعر – بازي ها در اين است كه در اينجا شعر موجود بوده و اين اجرا ويرايش تازه تري از همان شعر است كه خصوصيات جديدي پيدا كرده است.»
بهنام در اين نمايشگاه، شعر – بازي خود را بر اساس دو شعر "نرد باختم" و "اين نقشه جن دارد كمي به سمت اريب" كه از سروده هاي خودش است، به اجرا مي گذارد.
گالري تهران (تهران - خيابان قدس - ضلع شرقي دانشگاه تهران) نيز در ساعات 15 الي 20 روزهاي سوم تا 14 تيرماه آثار تعدادي از شاعران و نويسندگان معاصر را كه مرتبط با موضوع نمايشگاه يعني "افسردگي عميق تر" است، به صورت تابلوهاي تايپوگرافي به نمايش مي گذارد.
شرط شركت دادن آثار ادبي در نمايشگاه "افسردگي عميق تر" علاوه بر مرتبط بودن با موضوع نمايشگاه، اين بوده كه تعداد كلمات آنها نيز كمتر از پانصد كلمه باشد.
از جمله شاعران و نويسندگاني كه آثار كوتاه آنها در اين نمايشگاه به صورت تابلوهاي تايپوگرافي ارائه شده است مي توان به هوشيار انصاري فر، پگاه احمدي، عليرضابهنام، سپيده جديري، بهاره رضايي، روجا چمنكار، اميرعلي قاسمي، سعيد طباطبايي، الهه رهرونيا، حسن صفدري، ايرج صفدري، مژگان عياري و پدرام رضايي زاده اشاره كرد.

Apr 26, 2006

به یاد کلود استبان

درست يك سال از سفري كه واسطه ي آشنايي من با شخصيت جذاب و دوست داشتني كلود استبان1 شد مي گذرد و حالا اين شاعر مهم و تاثير گذار به ابديت پيوسته است. اندوه عميق من براي از دست دادن چنين دوست فرزانه و شاعر ارزشمندي وصف ناشدني است.
در طول چند روزي كه در نوامبر 2004 و مي 2005 با استبان گذراندم مهم ترين نكته اي كه در خاطرم باقي مانده است پيوستگي او با جوهره ي طبيعت ، اشياء وانسان ها بود . او هنرمندي بود كه زمان را فشرده مي ساخت و با نگاهي شاعرانه در طول زمان و مكان به مشاهده مي نشست . پيوستگي او با زندگي ، اشعارش را به سويي برده بود كه بيان گر حالات و كيفيت ذاتي چيز ها شده بودند و اين نكته از او شاعري ساخت كه توانسته بود تجربه ي زيستن نوع بشر را بدون محدود شدن در زمان و مكان و مرزهاي جغرافيايي در قالب واژگان فشرده سازد .
كلود استبان در شعر هايي كه سرود مرگ را به تجربه اي در امتداد زندگي و هم ارز با زندگي تبديل كرده بود چنان كه در جايي از زبان ليرشاه مي سرايد

چمدانت را ببند

چمدانت را ببند ، پيرمرد مهربان
روز نوزاد ويرانمان مي كند

حتا گرگ ها رشك مي برند
بر لاشه هاي بي مصرف ما

برخيز ، برخيز، ديگر انديشه مكن
ديگري رنج مي برد به جاي ما 2

يا ذر جايي ديگر در كتابي كه مرثيه بر مرگي سهمناك 3 نام گرفته است مي سرايد

مرگ چيست ؟ ميزي كه بر آن مي نويسم اين عبارت هاي بي فايده را . عشق چيست ؟ ميزي كه بر آن مي نويسم تو ديگر اين جا نيستي 4

تسلاي ما در اندوه از دست دادن او نيز چيزي جز اين نخواهد بود كه مرگ او را ادامه اي براي زندگاني اش به حساب آوريم كه كلام و انديشه اش را به ابديت تجربه ي بشري پيوند داده است. يادش گرامي باد.

1-
Claud Esteban

2-
FAIS TON BAGAGE


Fais ton bagage, gentil vieux,
le jour tout neuf nous chasse

même les loups sont envieux
de nos minimes carcasses

debout, debout, ne pensons plus,
un autre souffre à notre place.


3-
Elégie de la mort violente, Paris, Flammarion, 1989

4-
What is death? A table where I write these indifferent phrases. What is love? The table where I write that you are no longer here.
( from Tyuonyi 9/10: Violence of the White page, Contemporary French Poetry was originally published in 1991. - trans. by Wilson Baldridge )

Nov 20, 2005

آتشي رفت ، دنيا جاي زشت تري شد

شاعر بزرگ ما منوچهر آتشي از ميان ما رفت. مردي كه تا دم مرگ به آبين مهرباني وفادار بود و به رسم شاعران بزرگ زيبايي را در همه چيز و همه كس جست و جو مي كرد . مردي كه در كلان سالي با شنيدن شعري كه با ذوق اش جور در مي آمد مثل كودكي تازه سال به وجد مي آمد . و بالاخره مردي كه تا آخرين نفس از خواندن و تازه شدن دست نكشيد.
شايد بعضي كارهايش در اين دو سه سال آخر به مذاق بعضي از ما خوش نيامد . اما درست و راست اين است كه اين همه ذره اي از قدر و منزلت او به عنوان شاعري بزرگ و ارزشمند نمي كاهد . رفتن غريبانه اش امروز نشانمان مي دهد كه دنيا بي حضور شاعري چون او جاي زشت تري شده است.
به ياد دارم روزي در محفلي دوستانه چند نفر از دوستان شاعرم به آتشي اعتراض كردند كه چرا در مجله اش از فلان شاعر شعري چند صفحه اي به چاپ سپرده است. او با هيجان پاسخ داد من همان كسي هستم كه شاعران موج ناب را وقتي كه كسي آن ها را نمي شناخت و تحويلشان نمي گرفت كشف كردم و آثارشان را در تماشا معرفي كردم حالا هم مي دانم كه از اين نسل شاعران بزرگي باقي مي ماند . تا لحظه اي كه امكانش را داشته باشم از معرفي اين ها دست نمي كشم.
راست مي گفت . تا در مجله اي كار مي كرد زمينه را براي معرفي آن ها كه شعرشان را مي پسنديد فراهم مي كرد و اگر امكاني نداشت به جست و جوي فراهم كردن امكاني بر مي آمد. چنان كه همين اواخر هم باز تصميم به انتشار مجله اي ويژه شعر گرفته بود.
نمي دانم آن ها كه مهرباني اش را ديده بودند در نبودنش چه خواهند كرد . اما اين را مي دانم كه از اين پس فضاي شعر ما وجود مهربان او را كم مي آورد. يادش گرامي باد.