May 13, 2007

دیدار با پروفسور فوشه کور

پروفسور شارل هانری دو فوشه کور این روزها در ایران است. در ملاقاتی که با او داشتم او را انسانی بسیار علاقه مند به فرهنگ و هنر ایران یافتم . با آن که 19 سال از عمرش را بر سر ترجمه ی کامل دیوان حافظ به فرانسه گذاشته است هنوز با اشتیاق به دنبال نشانه ای دیگر می گردد تا به دستاویز آن راهی دیگر به درک دنیای این شاعر بزرگ باز کند.
شارل هانری دوفوشه كور در سال ۱۹۲۵ در مراكش بدنيا آمد و هفده سال اول عمرش را در آن كشور گذراند. او در الجزاير، تونس و در شهر ليون در فرانسه به فراگيری علوم دينی و زبان عربی پرداخت. روزی استاد زبان عربی او در تونس، رنه داگورن، به او پيشنهاد كرد:« اگر به تمدن اسلامی قرون وسطا علاقه داريد لازم است با زبان و ادبيات ايران آشنا شويد زيرا ايرانيان در بنيانگزاری اين تمدن نقش اصلی ايفا کرده اند». پس او به فراگيری اين زبان پرداخت. فرهنگ و ادبيات فارسی وی را آنچنان شيفته ی خود ساخت که ۱۹ سال او را درگير ترجمه و تحشيه ی ديوان حافظ كرد.
شارل هانری دوفوشه كوراستاد برجسته و بازنشسته ی سوربن جديد (پاريس ۳) است. در مجموعه ای كه برای بزرگداشت او تهيه شده کريستف بالایی درصفحه ی ۲۵۲ از او بنام« متخصص بزرگ علوم ادبی، استاد در نثر و نظم فارسی كلاسيك » نام می برد(پند وسخن، انجمن ايرانشناسی فرانسه درايران،۱۹۹۵). فوشه کور شاگرد هانری كوربن و ژيلبر لازار است و هم اکنون به بالاترين درجات علمی و دانشگاهی در مطالعات ايرانی دست يافته است. او رساله ی دکتری دوره سوم دانشگاهی را درباره ی « توصيف طبيعت در شعرفارسی قرن پنجم هجری» نوشته و رساله ی دکتری دولتی خود را در زمينه ی « اخلاقيات در ادبيات فارسی از بدايت آن تا پايان قرن هفتم هجری» به رشته ی تحریر در آورده است.
سفرهای ساليانه ی او به ايران او را در تماس مستقيم باادبيات فارسی و پژوهشگران ايرانی قرارداده است. وی در دهه ی ۷۰ مدير انجمن ايرانشناسی فرانسه در ايران بوده و در سال ۱۹۷۸ مجله ی سالانه ی كتابشناسی ابستراكتا ايرانيكا را تأسيس كرد. ازسال ۱۹۸۴ كه از تزدكتری دولتی اش (doctorat d’Etat) دفاع كرد تاسال ۱۹۹۳ با قبول مسئوليت های مختلفی درتماس مستقيم ووسيع با فعاليت های مربوط به ادبيات ايران قرارگرفت، ازجمله ی اين مسئوليت ها مديريت «انستيتوی مطالعات ايرانی دانشگاه پاريس ۳»، مديريت « او.ار.آ ۱۰۶۰، زبانها، ادبيات و فرهنگ ايرانی»، مديريت « او،اف، ار (مركزآموزش و پژوهش) مشرق زمين و دنيای عرب، دانشگاه پاريس ۳»، عضويت هيئت نويسندگان ومدير«انجمن پژوهشی شعر و ادب پارسی (كارنامه)» و رياست « انجمن پژوهش های مبادلاتی در ادبيات پارسی پاريس» بود.
تسلط پروفسور شارل هانری دوفوشه کور به نثر و نظم فارسی كلاسيك، از او كارشناسی برجسته ساخته كه با نگاهی تازه به پژوهش درزمينه ی ادبيات كلاسيك فارسی می پردازد. تحقيقات او بيشتر درباره ی سبک شناسی وتاريخ ادبيات قرون وسطا و عرفان بوده است..
پروفسور فوشه كورغيراز نقدها و بررسی هائی كه درباره ی كتاب های مختلف نوشته، شمار فراوانی كتاب دارد و مقاله های بسياری در مجلات و دائره المعارف های مختلف درباره ی ادبيات پارسی قبل از اسلام و قرون وسطا به زبان های فرانسه و فارسی نوشته است.
مجموعه کامل اشعار حافظ به زبان فرانسه و با تعلیق و حواشی دکتر فوشه کور سال گذشته در پاریس منتشر شد و از آن روز به مرجعی یگانه برای حافظ پژوهی در زبان فرانسه تبدیل شده است. این کتاب با حواشی سودمندی همراه است که در آن ها فوشه کور با جمع بندی آراء حافظ شناسان پیش از خود و با تکیه بر تصحیح خانلری درباره ی هر غزل توضیح کاملی را به خواننده ی فرانسه زبان ارایه می کند.
این هم دو نمونه از ابیات حافظ همراه با ترجمه ی فوشه کور:

نقش خيال روی تو تا وقت صبحدم
بر کارگاه ديده ی بی خواب می زدم

Jusqu’à la pointe de l’aube, je dessinais le fantasme de Ton visage
À l’atelier de mes yeux privés de sommeil


خيال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
دل از پی نظر آيد به سوی روزن چشم

Lorsque passe par la roseraie de l’œil l’image rêvée de Ton visage
. Le cœur va à la lucarne de l’œil pour y regarder
در نهایت نقد شاعر بزرگ ایرانی یدالله رویایی بر ترجمه های فوشه کور هم خواندنیست. و توضیح نهایی این که برای تنظیم اطلاعات مربوط به زندگینامه ی فوشه کور از مقاله ای به قلم دکتر زهرا شمس يدالهى استفاده کرده ام.

May 11, 2007

پاسخ به مدعی

اخیرا شخصی با نام مستعار لاله رستگار در فضای نظرخواهی سایت خوابگرد چند اتهام را متوجه من دانست که همان جا پاسخی در خور به او دادم. از آن جا که بحث ربط چندانی به مطلب آقای شکراللهی نداشت ایشان تصمیم گرفت کل آن را از فضای سایتش حذف کند. با این حال و برای روشن شدن ذهن خوانندگانی که احیانا تا پیش از پاک شدن مطالب خانم رستگار آن ها را خوانده اند توضیح چند نکته را ضروری می دانم.
خانم رستگار تصور کرده بود که من برای شعرخوانی به فرانسه «اعزام» شده ام و این را با ذهنی توطئه اندیش به «دفاع» من از عملکرد جایزه ی روزی روزگاری مربوط کرده بود. جهت اطلاع ایشان و افراد مشابهی که چنین شبهه ای پیدا کرده اند می گویم که بنده هرگز برای شعرخوانی به فرانسه نرفته ام . تنها سفر فرهنگی من برای شعرخوانی به آلمان و با دعوت رسمی موسسه ی
Literatur Werkstatt
بوده است که این دعوت نیز توسط طرف آلمانی و بعد از ملاحظه ی ترجمه هایی از شعرهایم که از میان آثار 30 شاعر نامدار معاصر انتخاب شده بود صورت گرفت. به این ترتیب واضح است که هیچ یک از دست اندرکاران جایزه ی مزبور در سفر من نقشی نداشته اند. بر خلاف نظر خانم رستگار در این سفر بنده نماینده ی شعر ایران نبودم و تنها به عنوان یک شاعر معاصر ایرانی که آثارش مورد توجه برگزار کنندگان کارگاه ترجمه ی موصوف قرار گرفته بود در برنامه حضور داشتم. در نشستی هم که بعد از شعرخوانی بر پا شد تاکید کردم که شعر من نماینده ی شعر امروز ایران نیست و شعر ایران را صدا ها و گرایش های گوناگونی نمایندگی می کنند که با هم و در کنار هم به همزیستی ادامه می دهند.
در نهایت بد نیست اشاره کنم که استقبال از آثار من بسیار خوب بود و همزمان با این سفر ترجمه ی آلمانی سومین مجموعه شعر من با عنوان
« Der Mond verbreitet Gerüchte »
توسط نشر
Hakim Verlag
در آلمان منتشر شد.
این قبیل شبهه افکنی ها از طرف کسانی که می خواهند با جار و جنجال در چشم حقیقت خاک بپاشند تازگی ندارد. این توضیح را تنها از آن جهت دادم که از جوسازی بیهوده علیه دست اندرکاران جایزه ی روزی روزگاری جلوگیری شود.

May 5, 2007

پل الوار...

این شعر پل الوار حسابی به ذلم نشست. ترجمه اش کردم. همین.

حكومت نظامي

ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي در هايي كه نگهباني مي شدند
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي انها كه در بندمان كردند
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي خيابان هايي كه ممنوعمان كرد
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي شهري كه خوابيده بود؟
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي زنی كه گرسنه بود و تشنه
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي ما كه بي دفاع بوديم
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي شبي كه زاده شد
ديگر چه مي توانستيم كرد ،براي ما كه عاشق بوديم؟